متن سخنرانی ها در آمریکای جنوبی

ghomi

سخنرانی اول
بسم الله الرحمن الرحیم

ایها الاخوان سلام علیکم و رحمه الله و برکاته[۱]

قال الله تبارک و تعالی: (مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا)

بسیار خوشحال هستم که خداوند متعال این توفیق را عنایت داد که در این محفل فرهیختگان و نخبگان حضور پیدا کنم. و تشکر می کنم از برادر بزرگوارمان جناب آقای خزرجی که زمینه این دیدار را فراهم کردند. و همچنین مایل هستم که در ابتدای صحبت مراتب تهیت و سلام مسئولین نظام جمهوری اسلامی و به ویژه سلام مقام معظم رهبری را خدمت شما عرض کنم.

طبعا دانشمندان بزرگ و شخصیت های مهمی که در این مجلس گرد هم آمده اند سخنانی دارند که من مایل بودم که صحبتهای شما را بشنوم ولی حسب نظر جناب آقای خزرجی چند کلمه ای را عرض می کنم و بعد از فرمایشات شما بهره مند می شوم.

 نکته ای که مقدمتا در این محفل شریف عرض می کنم این است که در قرن گذشته یعنی قرن بیستم نامی که برایش انتخاب کرده بودند قرن علم و دانش بود و واقعا اینطور بود که در آن قرن بشر از لحاظ علم و تکنولوژی پیشرفت های زیادی را به دست آورد، به ویژه در تکنولوژی ارتباطات و تکنولوژی سلامت و تکنولوژی مواصلات به حدی بود که پیشرفت های بشر شبیه معجزه بود.

پیشرفت ها و جنایات بشریت در قرن بیستم
اگر ما پیشرفتهای بشر را در علم و فناوری در قرن بیستم در یک کفه ترازو بگذاریم و پیشرفت های بشر را در نوزده قرن گذشته در کفه دیگر ترازو بگذاریم، احتمالا کفه ترازوی قرن بیستم بر نوزده قرن دیگر می چربد. اما در عین حال بشریت در همین قرن بیستم جنایت هایی را کرد که اگر این جنایت هایش را در کفه ترازو بگذاریم و جنایت هایش را در نوزده قرن دیگر در یک کفه ترازو بگذاریم، این کفه ترازو بر آن کفه نوزده قرن دیگر می چربد. فقط اگر شما به جنگ جهانی اول با بیست میلیون و جنگ جهانی دوم با پنجاه میلیون کشته نگاه کنید برای این قضاوت کفایت می کند. در حالی که در قرن بیستم جنایت های دیگری هم اتفاق افتاده است. جنگ بیست ساله علیه آمریکایی ها، جنگ نقره، فاجعه اتمی هیروشیما، اینها نمونه های دیگری از جنایت های بشر در قرن بیستم هستند.

یکی از آن جرائمی که بشر در قرن بیستم مرتکب شده است همین مساله فلسطین و آواره شدن یک ملتی برای مدتی بالغ بر هفتاد سال است. بنده اشاره ای به مساله صبرا و شتیلا نکنم، اشاره ای به یک میلیون نفری که در افغانستان کشته شدند و بیش از این در عراق اتفاق افتاد اشاره نکنم. دو تا ساختمان در نیویورک منفجر شد که واقعیتش هنوز معلوم نیست با آن بهانه دو کشور اسلامی را اشغال کردند و میلیون ها مسلمان را کشتند.

عامل جنایت های بشر
نکته قابل توجه این است که این جنایت هایی که بشر انجام داد توسط جوامعی اتفاق نیافتاد که از لحاظ علم و دانش عقب مانده باشند بلکه برعکس این جنایت ها را جوامعی انجام دادند که از لحاظ علم و دانش در خط مقدم هستند. و این نشان داد که برای سعادت بشر صرفا علم و فناوری کفایت نمی کند بلکه بشر غیر از علم و فناوری به چیز دیگری هم نیاز دارد. و به همین دلیل قرن بیست و یکم را قرن علم و ایمان نهادنند برخلاف قرن بیستم که قرن دانش بود قرن بیست و یکم را قرن علم و ایمان نهادند. و معنای این سخن این است که بشریت یک بار دیگر به نقش ایمان و دین در زندگی فردی و اجتماعی خودش روی آورده و به آن توجه کرده است. و گرایش به دین که امروز در گوشه و کنار دنیا مشاهده می کنیم ناشی از همین احساسی است که بشریت دارد که در قرن بیستم نتوانسته است سعادت خودش را تکمیل کند و برای تکمیل سعادتش باید به خدا و به تعالیم انبیا روی بیاورد.

بیداری اسلامی
مساله بیداری اسلامی در کشورهای منطقه خاورمیانه نشانه بازگشت دوباره مردم به دین است. پیروزی انقلاب اسلامی در دهه های آخر قرن بیستم مبتنی بر گرایش مردم به دین انجام شد. و برادران شما در جمهوری اسلامی تلاش کردند تا بر اساس الگوی دینی یک جامعه مدرن و متحولی را بنا کنند. به عبارت ساده تر جمهوری اسلامی تلاش کرده است تا نشان بدهد که دین نه تنها مانع رشد نیست بلکه انگیزه اصلی برای پیشرفت جامعه همان دین است.

ایران قبل و بعد از انقلاب
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، ما در ایران ده واحد دانشگاهی داشتیم ولی این آمار امروز بالغ بر دو هزار و پانصد واحد دانشگاهی است. تعداد دانشجویان ما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۷ هزار نفر بود، امروز بالغ بر ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند. و در آن زمان در مقاطع تحصیلی در مقطع دکتری و PHD فقط یک رشته داشتیم آن هم رشته ادبیات زبان فارسی بود و سالیانه تعداد قابل توجهی دانشجو را به خارج از کشور اعزام می کردیم ولی امروز به لطف انقلاب اسلامی نه تنها نیازی به اعزام دانشجو به خارج از کشور نیست بلکه در همه رشته های مورد نیاز در مقاطع تحصیلی و از جمله مقطع دکتری نیازهایمان را در داخل کشور تامین می کنیم.

آمریکایی ها نسبت به ما می گویند شما اگر بخواهید کارخانه ماشین سازی داشته باشید مانعی ندارد، می خواهید دوچرخه بسازید مانعی ندارد، اگر می خواهید کارخانه رب داشته باشید مانعی ندارد، اما اگر بخواهید در تکنولوژیهای پیشرفته مثل نانوتکنولوژی و یا تکنولوژی هسته ای قدم بردارید آنجا برای شما منطقه ممنوعه است، شما حق ورود به آنجا را ندارید. یعنی همان کسانی که در ابتدای انقلاب به انقلاب ما تهمت می زدند که شما مخالف علم و دانش هستید و اگر انقلاب شما پیروز بشود جامعه را به عقب خواهید برد امروز به ما تهمت می زنند که شما در تحصیل علوم پیشرفته و تکنولوژهای پیشرفته زیاده روی می کنید. و امروز وقتی که جوانان ما توانستند برای اولین بار تکنولوژی غنی سازی اورانیوم را به دست بیاورند معدل سنی شان بیست و شش سال بود. و معنای سخن این است که همه اینها در دامن انقلاب پرورش پیدا کرده بودند.

انرژی هسته ای
وقتی که ما با آمریکایی ها مذاکره می کنیم در قالب ۱+۵، متوجه می شویم که آمریکاییها به خوبی می دانند که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست این را کاملا مطمئن هستند. اما برای آمریکاییها آن چیزی که مهم است انرژی هسته ای نیست، این است که جلوی پیشرفت ملت مسلمان ایران را بگیرند، این برایش مهم است.

ما اعلام کرده ایم، مقام معظم رهبری رسما اعلام کرده که ما با تولید، حفظ و به کار گیری سلاح هسته ای مخالف هستیم و آن را حرام می دانیم. اما آمریکاییها حرفشان این است که شما چرا در مقابل زورگویی های غرب مقاومت می کنید؟  آنها می خواهند این مقاومت را بشکنند.

حرف ما این است که الان برخی از کشورها هشتاد درصد انرژی خود را از طریق انرژی هسته ای به دست می آورند مثل کشور سوئیس و در آمریکا سالانه بیست میلیون عملیات پزشکی از طریق انرژی هسته ای انجام می شود چرا یک کشور بزرگی که هفتادو پنج میلیون جمعیت دارد باید از انرژی هسته ای بی بهره باشد؟

این فقط تطورات و پیشرفت های جمهوری اسلامی در زمینه های علمی نیست، در زمینه های سیاسی و دفاعی هم پیشرفت کرده است. شما در همین مساله اخیر غزه و پیروزی برادران عزیز ما در غزه مشاهده کردید که جمهوری اسلامی با حمایتی که از مردم غزه کرد یک عامل مهمی در پیروزی غزه بود. پشتوانه ای که ما کردیم این نبود که به آنها ماهی بدهیم عمده پشتوانه این بود که به آنها ماهیگیری را یاد دادیم.  یعنی تکنولوژی های مورد نیازشان را در اختیارشان گذاشتیم و این چیزی است که آمریکائی ها را ناراحت می کند.

ما در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نخست وزیری داشتیم به نام آقای مهندس بازرگان، یک سال نخست وزیر بود و بعد استعفا داد، در مصاحبه ای با مجله اشپیگل گفت علت استعفای من این بود که من با امام خمینی اختلاف نظر داشتم و آن اختلاف نظر این بود که من میگفتم باید اسلام در خدمت ایران باشد اما امام خمینی می گفت نه ایران باید در خدمت اسلام باشد به همین دلیل نتوانستیم باهم کار کنیم. و این نکته را مقام معظم رهبری همواره به آن تاکید دارند که ما هر کمکی که می توانیم به ملت های مستضعف و محروم بکنیم حتی غیر مسلمانان باید این کار را انجام بدهیم.

مردم آمریکای جنوبی هم مثل ما طعم تلخ استعمار و قدرت های زورگوی جهانی را چشیده اند و به همین دلیل افکار عمومی در این منطقه در برابر زورگویی آمریکا قرار دارند. همین نکته زمینه های خوبی را برای تعاون و همکاری منطقه خاورمیانه با منطقه آمریکای لاتین فراهم می کند.

رشد علمی ایران
نکته دیگری که در پایان عرائضم خواستم به آن اشاره بکنم این است که جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب متهم بود به این که مخالف علم است اما سی سال تجربه نشان داد که علم در بستر جمهوری اسلامی آن قدر رشد کرده است که رشد علمی ایران امروز در سراسر دنیا مقام اول را به دست آورده است.

همچنین به ما تهمت می زدند که انقلاب ایران مخالف حقوق زنان است و زنان را به آشپزخانه محدود خواهد کرد. اما تجربه سی ساله هم باز این را ثابت کرد که بیش از شصت و سه درصد دانشجویان دانشگاه های ایران را خانم ها تشکیل می دهند. و سی درصد اعضای هیئت علمی و اساتید دانشگاه را هم خانم ها تشکیل می دهند، درتمام رشته ها اعم از پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه و صنایع پیشرفته ای مثل بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی. امروز زنان در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی حضور فعال دارند، در مجلس نماینده دارند، هفت نفر از اعضای هیئت دولت را خانم ها تشکیل می دهند و شاید شما کمتر شنیده باشید که ما در ایران شصت و نه ژنرال داریم که همه شان خانم هستند. و یک نفر هم از خانم ها سرلشکر است.

آن چیزی که نتیجه این عرایض بنده است این است که آمریکا از اساس با پیشرفت و تحولات علمی و اجتماعی در کشورهای منطقه از جمله ایران مخالف بوده و است. و ما تلاش کردیم تا ثابت کنیم که اگر ملتی بخواهد پیشرفت بکند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. آمریکا ۲۸ سال است که ایران را تهدید نظامی می کند، و چندین بار تا حالا به منطقه ما لشکر کشی کرده و بزرگترین ناوهای خود را در مرزهای ما مستقر کرده است، ولی تا حالا حمله نکرده است. نه اینکه نمی خواسته حمله بکند بلکه نمی توانسته حمله بکند و الان هم این تهدیدهایی که آمریکا علیه ما می کند مثل همان تهدیدهای گذشته بی پایه و بی اساس است.

آمریکا نسبت به ۲۸ سال قبل ضعیف تر شده و ما نسبت به بیست و هشت سال قبل خیلی قوی تر شده ایم. امروز آمریکا نوکرهای خودش را در منطقه ندارد، نه صدام را دارد، نه علی عبدالله صالح را دارد، نه مبارک را دارد و نه بن علی را دارد هیچ کدام از اینها را ندارد، همه اینها از دستش رفته است. و در عوض ما نسبت به بیست و هشت سال قبل که حتی ساده ترین تجهیزات نظامی را از بیرون می آوردیم و تحریم بودیم و نمی توانستیم بیاوریم، امروز پیشرفته ترین موشک را در داخل کشور تولید می کنیم. ما امروز موشکهایی را تولید می کنیم، موشکهای ساحل به دریا با برد بیش از صد متر در ثانیه که هیچ کشوری از آنها بهره مند نیست.

من اکنون در صدد بیان پیشرفت های نظامی جمهوری اسلامی ایران نیستم، فقط می خواهم برخی از دوستان اظهار نگرانی و ناراحتی می کنند از وضعیت ایران می خواهم به ایشان اطمینان بدهم که ایران اسلامی سرفرازتر از همیشه به حمایت شما و به دعای شما راه خودش را ادامه خواهد داد. و طبعا مشکلات اقتصادی هم که تلاش کرده اند بر جمهوری اسلامی تحمیل کنند آن هم هیچ سرنوشتی جز شکست در انتظارش نیست.

من نمی خواهم بگویم ما مشکلی در داخل کشور نداریم، مشکلات ما زیاد است اما مسیری که انتخاب کرده ایم با تکیه بر صبر و دیگری بصیرت تضمین می کند پیروزی حرکت ما را.

ما در برابر مشکلات استراتژی مان صبر است و در برابر فریب کاری هایی که دشمن در حوزه رسانه می کند استراتژی بصیرت را انتخاب کرده ایم. و طبعا در این مسیر ما محتاج هم دعای شما هستیم هم محتاج حمایت های شما هم هستیم و هم محتاج این هستیم که همگی دست به دست هم بدهیم تا مدیریت ظالمانه جهان امروز را تغییر بدهیم. در همین اجلاس سران عدم تعهد که اخیرا در ایران تشکیل شد بسیاری از روسای جمهور که در آنجا شرکت کرده بودند حرفشان این بود که نظام مدیریت جهانی نظام ظالمانه ای است و این نظام تغییر باید بکند و ما امیدی به شورای امنیت و سایر سازمان های بین المللی نداریم، امید ما فقط جبهه مقاومت است که بتواند این نظام سلطه جهانی را تغییر بدهد. و آخرین سخن من هم این است که این مسیر ممکن است، شدنی است، “انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا”.

و شکرا علی استماعکم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته


سخنرانی دوم
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته[۲]

مایل هستم که صحبت خود را با سلام و تشکر آغاز کنم؛ سلام خدمت همه شما برادران و خواهران مسلمان برزیلی و تشکر می کنم از خداوند متعال که این توفیق را به من داد که درجمع شما عزیزان و بندگان خوب خدا باشم. و همین طور تشکر می کنم از برادر عزیزمان جناب آقای خزرجی که زمینه برگزاری این جلسه را فراهم کردند.

قلب مومن خانه خداست
ویژگی شما عزیزانی که در این جلسه جمع شدید و فرقی که با بقیه مسلمان ها دارید در این است که شما با فکر و استدلال و تعهد به دین اسلام گرایش پیدا کردید. اسلام را صرفا از پدر و مادرتان به ارث نبردید بلکه تفکر کردید. امتیازات اسلام را دریافتید و معارف اسلامی را در قلب خودتان جا دادید و این قلبی که اسلام در آن جای گرفته است دیگر یک قلب معمولی نیست آن خانه خداست و عرش الهی است. به خاطر این ایمان قلب شما ارزش پیدا کرده است. ارزش این قلب حتی از کعبه که در مکه قرار دارد هم بیشتر است چون کعبه را حضرت ابراهیم یکی از پیامبران ساخته است ولی قلبی که در آن ایمان قرار گرفته باشد خداوند خودش مستقیم ساخته است.

پیامبر درونی و پیامبر برونی
شما می دانید که از لحاظ تعالیم اسلامی عقل خیلی ارزش دارد، خداوند دو جور پیامبر فرستاده است یک پیامبری که بیرون از ما است و یک انسانی مثل ما است که مهمترین آنها حضرت نوح (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) و پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) هستند. ولی در کنار این پیامبران برای هر کدام از ما هم پیامبری ویژه فرستادند و آن عقلی است که خداوند به ما عنایت کرده و ما در برابر این عقل مسئول هستیم و خداوند می فرماید کسانی که از عقل خود استفاده نکنند ارزششان از حیوانات هم کمتراست. ارزش یک انسان در این است که از عقلش استفاده کند و شما که از عقل خود استفاده کرده اید.

من به عنوان یک عضو کوچکی از مسلمانان ایران اولا ورود شما را به اسلام تبریک می گویم و ثانیا ما مسلمان ها به وجود شما که در کشور برزیل به اسلام گرایش پیدا کرده اید افتخار می کنیم و ثالثا باید عرض کنم که سلام مقام معظم رهبری و سایر علمای دین را در ایران خدمت تک تک شما خواهران و برادران ابلاغ می کنم و آرزو مند هستم که روزی در ایران خدمت شما باشیم و شما با سایر برادران ایمانی خودتان بیشتر آشنا بشوید.

ملاک برتری
با ورود شما به جرگه اسلام اسم شما جزو امت پیامبر اسلام نوشته شده و پیامبر اکرم به وجود شما افتخار می کند و هیچ تفاوتی بین شما و کسی که شصت هفتاد سال است که از اسلامش می گذرد وجود ندارد و قطعا از نظر اسلام کسی پیش خداوند مقرب تر است که تقوای ببیشتری داشته باشد. تقوا یعنی پلیس درونی که اجازه نمی دهد انسان به طرف بدی ها برود.

شما می دانید یکی از کسانی که در ابتدا به پیامبر اکرم گروید و مسلمان شد فردی بود از حبشه بود به نام بلال و تازه مسلمان شده بود. وقتی پیامبر می خواست مردم با دعوت کند که به مسجد بیایند مشورت کردند که چگونه اعلام کنیم که مردم بفهمند به مسجد بیایند، بعضی ها گفتند که مثل ناووس کلیسا زنگ بزنیم، این زنگ هیچ معنی و مفهومی ندارد، بعضی ها گفتند که بالای پشت بام ها آتش روشن کنیم. هر کس پیشنهادی می داد. پیامبر فرمود که این را به خدا واگذار می کنیم که خدا بفرماید چگونه مردم را به مسجد دعوت کنیم. جبرئیل از طرف خدا آمد و اذان به پیامبر یاد داد یعنی به جای زنگ بی معنا و آتش روشن کردن، بالای مسجد صدا بزنند که الله اکبر. الله اکبر یعنی اینکه هیچ قدرتی غیر از خدا نمی تواند باشد الله اکبر یعنی آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و اگر ما با خدا باشیم هیچ قدرتی نمی تواند بر ما فائق بیاید.

خب قرار شد که اذان گفته شود، چه کسی اذان بگوید؟ پیامبر به بلال اشاره کردند که تو برو اذان بگو، بلال عرب نبود، لهجه اش هم لهجه عربی نبود، می خواست بگوید اشهد ان لا اله الا الله زبانش نمی چرخید، می گفت اسهد ان لا اله الا الله. به پیامبر اعتراض کردند که یک کسی بفرست اذان بگوید که لهجه اش بهتر باشد، بتواند شین بگوید نه اینکه به جای شین سین بگوید. پیامبر فرمود: این لهجه بلال و این که به جای شین سین می گوید پیش خداوند محبوب تر است از آن لهجه عربی که دیگران با آن اذان بگویند. شما می دانید که خداند متعال همه زبان ها را بلد است. لازم نیست که وقتی با خداوند صحبت می کنید فقط از زبان خاصی بهره مند بشوید. مثلا وقتی شما نماز میخوانید چند کلمه محدود است که آنها حتما باید عربی خوانده بشود ولی بقیه اش لازم نیست عربی باشد. مثلا وقتی دارید قنوت می خوانید در این قنوت شما می توانید دعاهایی بخوانید غیر عربی و هرکس می تواند با زبان مادری خودش با خدا صحبت بکند. کسی مثلا به سجده می رود و در حالت سجده میگوید سبحان ربی الاعلی و بحمده، این مقدار باید عربی گفته شود ولی اگر شما می خواهید در سجده بیشتر با خدا صحبت کنید می توانید با هر زبانی که مایلید در حالت سجده با خدا صحبت کنید. به زبان پرتغالی، اسپانیایی، فرانسوی یا انگلیسی یا عربی یا فارسی یا هرزبانی که بخواهید. همه زبانها پیش خدا یکسان هستند.

ما افتخار می کنیم …
ما افتخارمان این است که طرفدار پیامبری هستیم که فرمود: هیچ مسلمانی نسبت به مسلمان دیگری برتری ندارد مگر به تقوا. ما افتخار می کنیم طرفدار پیامبری هستیم که در زمانی که جاهل بودند و دختران زنده به گور می کردند پیامبر دست دخترش را پیش همه می بوسید. ما افتخار می کنیم طرفدار پیامبری هستیم که فرمود هر کس شاخه ای از درخت را بشکند مثل این است که بال فرشته ای را شکسته است. ما افتخار می کنیم طرفدار پیامبری هستیم که دست کارگری را مقابل همه بوسید و فرمود این دست را خداوند و پیامبرش دوست دارد. ما افتخار می کنیم طرفدار پیامبری هستیم که اول سخنی که برای مردمش آورد این سخن بود که «اقرا» یعنی بخوان. افتخار می کنیم طرفدار آن پیامبری هستیم که در صف نماز جماعتش صف اول هیچ فرقی بین فقیر و غنی و عرب و عجم نداشت.

حضور فعال در رسانه ها
نکته چهارم حضور شما در رسانه هاست که بتوانید بلند گویی داشته باشید و عقاید خودتان را برای دیگران تبیین کنید. باید همیشه در حال جوشش باشید. یک مجموعه ای اگر ساکن باشد مثل آبی که یک استخر است بالاخره کثیف می شود. باید مثل چشمه همیشه جوشان باشید تا همیشه تمیز باشید و سرزمین های تشنه را سیراب کنید و انسان هایی که تشنه معارف اسلامی هستند از رسانه های شما بهره مند بشوند.

 نکته آخر هم این که نهادهایی را باید تاسیس کنیم که به شما هویت بدهد. از یک موسسه کوچک مثل سلام که گفتند شما تاسیس کرده اید تا مساجد بزرگی که ان شاء الله تاسیس خواهید کرد، تا ضمن رعایت قوانین جامعه ای که در آن زندگی می کنید بتوانید به ارتقاء جایگاه سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی خوتان هم جامه عمل بپوشانید.

من زیاد صحبت کردم، عذرخواهی می کنم ولی مایل هستم که یک بار دیگر شادی قلبی خودم را نسبت به حضور در جمع شما ابراز کنم و مجددا سلام علمای دین مخصوصا آیت الله العظمی خامنه ای را خدمت تک تک شما خواهران و برادران ابلاغ کنم. امیدوار هستیم که زودتر شما را در ایران زیارت کنیم. متشکرم.

نصیحتی به جوانان برزیلی
–       چه نصیحتی برای جوانان برزیلی دارید؟

این خواهر عزیزمان سوال کردند که برای جوانان برزیلی چه نصیحتی دارید، من با استناد به آیه قرآن عرض می کنم که فقط یک نکته و یک نصیحت داریم. آیه قرآن می فرماید “قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله” معنای این سخن این است که انسان اگر یک اصل را در زنگی اش رعایت کند به رستگاری می رسد. هرکاری که می خواهید بکنید ببینید آیا خداوند به این کار رضایت دارد یا خیر؟ اگر می خواهید در جلسه ای شرکت کنید ببینید این جلسه جلسه گناه است و خدا راضی نیست یا جلسه علم و عبادت است که خدا راضی است؟ دوستی می خواهید انتخاب کنید برای خودتان ببینید دوست شما شما را به خدا نزدیک می کند یا خیر؟ می خواهید ازدواج کنید ببینید همسری که می خواهید انتخاب کنید مورد رضای خدا هست یا خیر؟ یعنی کاری کنید که رنگ خدایی پیدا کنید و رنگ خدا زیباترین رنگ دنیا است. تفریح و نشاط برای جوانها لازم است ولی تفریحی که خدا راضی باشد. به تحصیل علم اهتمام جدی بدهید و سعی کنید برای دیگران الگو باشید یعنی بگویند که فلانی از روزی که مسلمان شد دروغ نمی گوید، از روزی که مسلمان شد دیگر خلف وعده نمی کند، از روزی که مسلمان شد دیگر اسراف و ولخرجی نمی کند، سراغ مواد مخدر نمی رود، سراغ جرم و جنایت نمی رود، سعی می کند به فقرا کمک بکند، به گونه ای که رفتار او تبلیغ اسلام می شود.

من در پایان مجددا تشکر می کنم از جناب آقای خزرجی و کسانی که در این موسسه اسلامی مشغول فعالیت هستند، از خداوند می خواهم که توفیقاتشان را افزون بفرماید و من مایل هستم که یک یادگاری هم از این جلسه به شما بدهم، یادگاری مادی نیست، معنوی است و آن اینکه انسان گاه با مشکلاتی مواجه می شود و تلاشهای خود را انجام می دهد ولی به نتیجه نمی رسد، و دچار استیصال و حیرت می شود. هیچ کس در آن لحظه نمی تواند به ما کمک بکند و فقط یک نفر می تواند به داد ما برسد، و آن هم خداوند متعال است. اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید و خواستید دعایی بکنید و دعایتان هم حتما مستجاب بشود و مشکل شما برطرف بشود، این جمله را که خدمت شما می گویم هفت مرتبه تکرار بکنید. جمله کوتاهی است: “یا ارحم الراحمین”.

این یک اسم خداست. یعنی کسی که از هر موجودی نسبت به ما مهربان تر است، از پدر بیشتر من را دوست دارد، از مادر هم بیشتر به من محبت دارد. محبت مادر نسبت به فرزندش در تاریخ زبانزد خاص و عام است ولی خداوند می فرماید: من محبت را به صد قسمت تقسیم کردم، یک قسمت را به همه موجودات دادم، به پدر و مادر دادم، به خواهر و برادر دادم، هرکس هر کسی را دوست دارد از آن یک قسمتی است که من دادم و ۹۹ درصد آن را برای خودم نگه داشتم. یعنی خداوند متعال حداقل ۹۹ برابر مادرمان ما را دوست دارد.

در روایت داریم که هر کس ۷ مرتبه بگوید: “یا ارحم الراحمین”، خداوند فرشته ای را می فرستد نزد او و به قلب او صحبت می کند، و می گوید که خدا سلامت می رساند و می گوید ارحم الراحمین من هستم با من چه کار داری؟ بعد از این هفت مرتبه گفتن “یا ارحم الراحمین” اگر حاجتی دارید و اگر مصلحت باشد خدا حتما حاجت تان را برآورده می کند. ممکن است آن چیزی که شما از خداوند خواسته اید مصلحت شما نباشد خداوند یک حاجت دیگری را به شما عنایت خواهد کرد. اگر این هفت مرتبه را در حالت سجده بگویید و سعی کنید که اشک هم بریزید و گریه بکنید احتمال استجابت دعایتان بیشتر خواهد بود.

ممکن است کسی سوال بکند که من آدم گنهکاری هستم من می توانم خدا را دعوت بکنم؟ بله همه کس می توانند خدا را دعا بکنند. در روایتی دیگری داریم که اگر کسی یک مرتبه بگوید یا “اله العاصین” یعنی: ای خدای گنهکاران، خداوند هفت مرتبه پاسخش می دهد: لبیک لبیک لبیک، خدا هفت مرتبه به او لبیک می گوید. لبیک یعنی شما خدا را صدا کردید و خدا پاسخ شما را می دهد. از همه شما خواهش می کنم که وقتی با این هفت مرتبه یا ارحم الراحمین خدا را صدا زدید من را هم دعا کنید و برای مردم مسلمان فلسطین، مردم لبنان، مردم عراق، شیعیان بحرین، و همه مسلمانانی که در گوشه و کنار مشکل دارند، و برای همه مریض ها و برای همه جوانها که در معرض رصد شیطان های جنی و انسی هستند مخصوصا برای بچه های خودتان دعا بکنید.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

توصیه به موسسه اسلامی
–       چه توصیه ای برای موسسه ما(موسسه سلام) دارید ؟

اما اینکه ما چه توصیه ای می توانیم به موسسه شما داشته باشیم، من می خواهم عرض کنم که سعی کنید از تجربیات موسساتی که شبیه کار شما را دارند انجام می دهند استفاده کنید، همین موسسه ای که در اندونزی اشاره کردند، موسسه بلال هم که در سطح قاره آفریقا فعالیت می کنند تجربه خوبی دارند، همچنین برخی از موسساتی که در اروپا مشغول فعالیت هستند می توانند تجربیاتشان را در اختیار شما قرار بدهند. ما می توانیم آدرسهای مجازیشان را در اختیار شما قرار دهیم، شما ابتدا از طریق مجازی با آنها ارتباط برقرار کنید، اگر خواستید بعدا خودتان بروید آنجا یا آنها را دعوت کنید اینجا تا از تجربیات بیشتری بهره بگیرید. در همین جلسه هم تجربیات خوبی که جناب آقای خاتمی دارند به دردتان می خورد.

تاسیس حوزه
–       در آینده نزدیک شما حوزه علمیه برای ما تاسیس می کنید؟

اینکه ما نیت داریم تاسیس بکنیم یا نه عمدتا بستگی دارد به اینکه آیا شما تصمیم دارید؟ اگر موسسه شما به این نتیجه رسید که می تواند این کار را بکند و امکاناتش فراهم است، حاج آقای خزرجی هم تهیه کند ما می توانیم کمکتان کنیم. می خواهم بگویم که کار فرهنگی و کار اسلامی را در برزیل شما باید انجام بدهید چون همیشه پیامبران در هر جامعه ای از جنس همان جامعه مبعوث شدند. یعنی من فکر می کنم که زمینه چنین کاری وجود دارد.

شما می توانید از تشکیل دوره هایی برای تربیت مربیان قرآن شروع کنید، و به تدریج اینها را توسعه بدهید. من دیروز که در شهر کوریتیبا بودم دیدم که جناب آقای سید شریف در صدد برگزاری چنین برنامه ای هستند. ایشان از کشور لبنان هستند ولی شاگردانی را از ساکنان برزیل و شهر خودشان انتخاب کردند. ایشان برنامه های خاصی در نظر گرفته اند، الان تعدادشان شش هفت نفر بیشتر نیستند ولی مرتب آنها افزایش پیدا خواهد کرد. شما می دانید که پیامبر اکرم (ص) اول که نماز جماعت می خواندند نماز جماعتشان سه نفر بیشتر نبودند. خود پیامبر بود، حضرت خدیجه و حضرت علی. ولی در ظرف کمتر از نیم قرن پیامبر توانست یک چهارم کره خاکی را به اسلام دعوت بکند و دعوتش مورد پذیرش واقع شد.

استغفار برای غیر مسلمانان
–        یکی از بستگان من مسلمان نبوده و از دنیا رفته است. آیا ما می توانیم برایش فاتحه بخوانیم؟

پاسخ این است که هیچ کدام از ما نمی دانیم که چه کسی به بهشت می رود و چه کسی به جهنم می رود. فقط می دانیم که پیامبران خدا به بهشت می روند و امامان ما که معصوم هستند و افرادی که اسمشان را اینها مشخص کرده اند که به بهشت می روند مثل کسانی که در کربلا با امام حسین (ع) به شهادت رسیدند ولی بقیه افراد مشخص نیست. آیا من که لباس روحانی می پوشم و امام جماعت و امام جمعه هستم به بهشت می روم؟ در نقطه مقابلش هم مشخص نیست که چه کسی به جهنم می رود، فقط می دانیم که قاتلین پیامبران به جهنم می روند، و کسانی که در قرآن مجید و در روایات ائمه ما نفرین شده اند به جهنم می روند مثل ابولهب که آیه قرآن نازل شد «تبت یدا ابی لهب و تب». ولی بقیه افراد را نمی دانیم چون هیچ کدام از ما دستگاهی نداریم مثل دستگاه فشار خون که ایمان انسان را مورد سنجش قرار دهد. ممکن است همین بستگان شما که از دنیا رفته اند اهل بهشت باشند، شاید همان لحظه آخر عمرش ایمان آورده باشد، و شاید در این که مسلمان نشده معذور بوده مثلا کسی اسلام را آنطور که باید به او معرفی نکرده و او از نظر عقلی مستضعف بوده است. بنابراین شما می توانید برایش فاتحه بخوانید و اگر او از قماشی نباشد که حتما به جهنم می رود برایش نفع خواهد کرد. علاوه بر خواندن سوره فاتحه به فقرا هم کمک کنید و ثوابش را به او بدهید.

تغییر نام بعد از قبول اسلام
–        وقتی که مسلمان می شویم واجب هست که اسممان را عوض کنیم یا همان اسمی که داریم می شود باقی بماند؟

اگر کسی خداوند متعال این توفیق را به او داد که به اسلام گرایش پیدا بکند آنچه که مهم است که عوض کند قلبش است. مهم این است که معبودمان کی باشد، اگر معبودمان خداست بقیه اش مهم نیست. اگر معبود ما خدا نباشد بهترین اسم را هم داشته باشیم هیچ فایده ای ندارد. همانطور که گفتم باید رنگ خدایی داشته باشیم، اگر رنگمان خدایی بود اسممان هم خدایی می شود خود به خود، یک زمانی می رسد که همین اسم هایی که شما قبلا داشتید بشود اسم های اسلامی. افرادی که بعدها مسلمان می شوند اسم شما را اسلامی می دانند و به اسم شما افتخار می کنند. بله اگر یک وقت اسمی داشته باشد که معنای زشتی داشته باشد یا شغلش چیزی باشد که گناه باشد باید عوض کند والا  نه.


سخنرانی سوم
بسم الله الرحمن الرحیم

من بسیار خوشحال هستم که در جمع دانشگاهیان این دانشگاه حضور دارم[۳]. من حامل پیام دوستی  و همکاری مسوولین ایرانی با شما هستم و و امیدوارم که این دیدارها در آینده روابط این کشور و همچنین آینده بشریت مفید باشد.دانشگاهیان ما و شما از مشترکات زیادی برخوردارند. درد مشترکی دارند. همه از سابقه دوران ظلم امپریالیسم دردهای زیادی را همراه دارند. و هردو اراده جدی را برای تغییر تاریخ در خودشان دارند.

دانشگاهیان ما و شما دوست دارند جز علت های تاریخ باشند نه معلول های تاریخ. تصمیم داریم خودمان آینده تاریخ را بسازیم نه ساخته تاریخ باشیم. میدانید یکی از ویژگی های انسان این است که روحیه نقادی دارد. این ویژگی یی است که حیوانات ندارند. یعنی می توانند هر حادثه ای را جلوی خود قرار دهند و مورد نقادی قرار دهند. یک ماهی ممکن است یک عمر در دریا شنا کند ولی هیچ گاه نداند برای چه شنا می کند و خشکی  چیست و چرا شنا می کند. ولی غواص به درون دریا می رود و می بیند جایگاه اقیانوس در کره زمین چیست و کره زمین در کل هستی چیست. پس ما هم می توانیم در این حال وضعیت کل جهان بشریت را مورد نقد قرار بدهیم و چرایی اش را مورد سوال قرار دهیم. ما خیلی چیزهای دیگری را هم می توانیم مورد نقد قرار دهیم ولی دیدم وضعیت کلی جها ن هستی در جمع دانشگاهیان موضوع بهتری است. تا درسایه این تحلیل بتوانیم گفتمان دو ملت را بهش هدف بدهیم. و چون جمع نخبگان است مایلم صحبتم را با چند سوال آغاز کنم. و از شما کمک بخواهم برای جواب دادن به این سوال.

سوال اول اینکه جهانی  که در آن زندگی می کنیم ایا در وضعیت مناسب است یا نه؟ جهانی است که از سختی های زیادی رنج می برد. روابط اقتصادی سیاسی اجتماعی حاکم بر بشریت یک روابط مطلوبی است یا زشت و نازیبا؟ مثلا از مسائل اقتصادی شروع کنیم . طبق آمار سازمان ملل چهار پنجم ساکنان کره زمین در خط غیر مرفه هستند و یک پنجم نود درصد ثروت دنیا را دارند. طبق آمار سازمانهای بین المللی یک میلیارد و دویست میلیون نفر از ساکنان کره خاکی زیر خط فقر اند یعنی حتی  روزانهیک وعده غذایی هم ندارند. این جمعیت ظرف ده سال گذشته بیست میلیون نفر افزایش پیدا کرده. آمار داده اند که ۳۸۵ نفر هستند که اگر نیمی از ثروتشان را بدهند هیچ گرسنه ای روی زمین باقی نخواهد ماند. درحالی که می بینیم که روزانه هزاران نفر بخاطر فقر اقتصادی جانشان را از دست میدهند. سه میلیارد نفر از جمعیت هفت میلیاردی زمین  درخط فقر هستند نه زیر خط فقر درحالی که مشاهده میکنیم که یک مقام مذهبی یا غیر مذهبی انگشتری دستش هست که میلیونها دلار ارزش دارد در دین همان فرد میلیون ها نفر گرسنه هستند. آیا این روابط اقتصادی روابط مطلوبی است؟

 از منظر دیگر: روابط سیاسی دنیا : همه می دانیم که بعد از جنگ جهانی قدرت های حاکم آمدند و قدرت جهانی را بین خودشان تقسیم کردند. و سازمان های بین المللی را درست کردند. برای خودشان حق وتو قرار دادند. مثلا آمریکا می تواند در برابر دویست عضوی که در سازمان ملل عضو اند نظریه ای را وتو کنند. و مثل پدر بزرگ بچه های خودش رو مورد عتاب قرار بدهد. تاریخ این شصد هفتاد ساله نشان مید هد که بیشتر از همه از حق وتو در سازمان ملل به نفع رژیم صهیونیستی به ضرر مردم فلسطین استفاده شده است. اینها حتی به آرا این مجامعی که خودشان درست کردند نیز راضی نیستند. دیدید که در جریان عراق همین که موفق نشدند رای شورای امنیت را بگیرند بدون موافقت شورای امنیت حمله کردند. یعنی زیاده روی اینها حد و مرزی ندارد. دو تا ساختمان در نیویورک منفجر شد ومشخص نشدچه کسی این کار را انجام داده است هیچ دادگاه مستقلی هم تشکیل نشد بسیاری از تحلیل ها گفتند که کار خودشان بوده است ولی به بهانه این دو ساختمان و کشور رو اشغال کردند. عراق و افغانستان .

میلیون ها نفر از انسان ها را کشتند. به بهانه تروریسم تروریسم را در خاورمیانه گسترش دادند .امروز برداشت مواد مخدر در افغانستان نسبت به قبل از آمریکایی ها چهار صد برابر شده است و یک قدم جلو رفتند و خودشان هم پیمان تروریسم شدند یعنی گروه های تروریستی را که قبلا خودشان حمایت می کردند بعد با آنها مبارزه کردند الان دوباره با آنها قرار داد امضا می کنند . ما باید هم پیمانی جدید تروریست ها و آمریکا را بهشان تبریک بگوییم. آمریکا امروز در سوریه همکار القاعده شده است. در افغانستان با طالبان مبارزه می کند . رسما با همکاری اسرائیل دانشمندان هسته ای را در ایران ترور می کنند اسرائیل مسوولیت این تروریست ها را رسما می پذیرد و آمریکا هم حمایت می کند سازمان مجاهدین خلق را هم فقط بخاطر مخالفت با ایران از لیست تروریست ها حذف می کنند. یعنی مسیری را پیش می برند که سیاست های آمریکا گره جدی می خورد با فعالیت های گروه های تروریستی در دنیا . این همان آمریکایی  است که به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق حمله کرد. ازمنظر دیگر هم می توانیم به بی عدالتی در دنیا نگاه کنیم. بی عدالتی در عرصه فرهنگی و رسانه .

تعداد خطوط تلفنی که در منطقه منهتن نیویورک است تقریبا مطابق است با کل تلفن هایی که در قاره آفریقا است. از پانزده هزار شبکه تلویزیونی ماهواره ای چند تا از آنها هستند که در خدمت امپریالیسم آمریکایی نیستند. بسیار اندک اند مخالفین. و اگر هم شبکه هایی مثل تله سور المنار در لبنان و العالم در ایران با سیاست های حاکم همراهی نداشته باشند به سادگی حذف می شوند از ماهواره ها. آنها فقط قادر نیستند امواج قاره های آسیا آفریقا و آمریکای جنوبی را غارت کنند. می خواهند فرهنگ و دین این ملت ها راهم غارت کنند. طرز لباس پوشیدن و طرز فکر کردن آنها را هم می خواهند در اختیار بگیرند. شما در همین منطقه آمریکای لاتین در قرن های گذشته دیدید هنگامی که وارد این قاره شدند همراه خودشان افرادی را از اربابان کلیسا با خود آوردند و خیلی فوری کلیسا ساختند. به پدران و اجداد شما گفتند که باید مسیحی بشوید. این را به زبان اسپانیولی گفتند آنها حتی معنای این حرف ها را هم نمی دانستند و باید امضا می کردند و الا کشته می شدند. در خود آمریکا از سی میلیون سرخ پوست امروز دو میلیون بیشتر باقی نمانده است. از هشت میلیون سرخپوست هائیتی که مسیحی بودند و برده اسپانیایی بودندتعداد خیلی کمی باقی مانده است. و اینها همه ظرف چهل پنجاه سال اتفاق افتاد. ریاست دانشگاه به خوبی فرمودند که رسانه های غربی چقدر علیه خاورمیانه و مردم ایران  فضای مسموم می سازند.

می دانید که چرا آنها ما را تروریسم می نامند؟ صرفا به این دلیل که نمی خواهیم برده آنها باشیم. می خواهیم راه پیشرفت خودمان را خودمان انتخاب کنیم. تحقیقی که موسسه رند انجام داده است نشان می دهد که که ظرف ده سال گذشته ۴۳۰ عملیات تروریستی در اروپا انجام شده است و از این موارد فقط سه موردش منسوب به مسلمان ها بوده است. ولی تمام این عملیات را رسانه ها در ابتدا به مسلمانان نسبت می دهند. متاسفانه سلطه رسانه غرب طوری است که هشتاد درصد فیلم های دنیا را هالیوود درست می کند حدود چهل درصد برنامه های تلویزیونی دنیا را هم آمریکایی ها درست می کنند. و در قالب این برنامه ها جوری نشان داده می شود که بشر را به انسان های درجه یک و درجه دو تقسیم می کنند. سرخپوست ها و سیاه پوست ها و شرقی ها انسان های درجه دوم هستند .انسان های خشن و غیر متفکر و سفید پوستان آمریکا و اروپای غربی بعنوان انسان های برتر معرفی می شوند. انسان های مهربان و متمدن و نشانه های تمدن شان را البته ذکر نمی کنند. ما می توانیم آنها را ذکر کنیم.

جنگ جهانی اول با ۲۰ میلیون کشته و جنگ جهانی دوم با ۵۰ میلیون کشته نشانه تمدن آنهاست. مساله فلسطین و آواره شدن ملتی برای هفتاد سال نشانه دیگری از تمدن آنهاست. ۲۰ میلیون کشتاری که از منطقه آمریکای لاتین کردند نشانه دیگرش است. غیر از این بی عدالتی هایی که ذکر کردم به دو مورد دیگر هم اشاره می کنم.

یکی بی عدالتی در مسائل زنان در جهان امروز، امروز بردگی جنسی پس از تجارت تسلیحات نظامی پر سود ترین  تجارت جهانی است. نگاه نظام سرمایه داری و کاپیتالیسم وحشی به زن این است که زن باید ابزاری باشد برای کسب درامد بیشتر یا ارضای شهوت.

زنان جوان و دختران جوان قربانیان اصلی این بردگی جنسی هستند. شخصیت و کرامت نیمی از کره خاکی را که زنان باشند را نادیده می گیرند.

بی عدالتی در مسائل دانشگاهی هم امروز خیلی عیان خودش را نشان می دهد. آپارتاید در حوزه تکنولوژی نوع جدیدی از آپارتاید حاکم برجهان بشری است. آنها بشریت را به دو حوزه تقسیم می کنند. بشری که حق استفاده از تکنولوژی های پیشرفته را دارد و بخش دیگری که حق ندارد از های تک بهره مند باشد و همواره باید محتاج غرب باشد.

آنها به ما می گویند حق دارید که کارخانه اتوموبیل سازی داشته باشید کارخانه رب سازی داشته باشید یا کارخانه ای که دوچرخه بسازد مشکلی نداریم کمکتان هم می کنیم. اما اگر بخواهید قدم هایتان را بیشتر از خودتان دراز کنید در تکنولوژی های پیشرفته کارخانه داشته باشید در بیو تکنولوژی نانو تکنولوژی انزژی هسته ای و مسائل آی تی هوافضا موشک بالستیک اینجا دیگر حق شما نیست. اگر بخواهید وارد شوید تحریم تان میکنیم. دانشمندان تان را ترور می کنیم. شما باید در این حوزه ها همواره محتاج ما باشید. از آنچه که ذکر شد می شود فهمید که در جهان امروز که مدیریت وحشی و احمقانه ای بر آن  حاکم است . این کاپیتالیسم وحشی بین المللی در تمام چهره خودش را نشان نداده؟

اگر این را قبول داریم سوال دوم پیش می آید. آیا امیدی هست که این نظام ظالمانه جهانی تغییر پیدا کند؟ اعتراف شخصیت های مهم همین جریان کاپیتالیستی نشان می دهد که همچنین امیدی نباید داشت. آقای بان کی مون رئیس سازمان ملل که به ایران سفر کرده بود اخیرا درملاقات با رهبر عالی انقلاب ما اظهار داشت که سازمان ملل و شورای امنیت در حل برخی بحران های کنونی بشر عاجز و درمانده هستند.

رییس اتحادیه آفریقا که در کنفرانس سران عدم تعهد در تهران شرکت کرده بود گفت من به نمایندگی از ۵۳ کشور آفریقایی اعلام می کنم که مدیریت امروز جهان کاملا ظالمانه است و من و همه کشورهای آفریقایی توانایی را داریم که با جنبش عدم تعهد همکاری کنیم برای این که نظام جهانی را تغییر بدهیم. بار دیگر تاکید می کنم که منظورم این نیست که فقط مدیران آینده جهان تغییر کنند بلکه باید جهان دیگری را تولید کنیم. فقط رفت و آمد مدیران کفایت نمی کند.

روابط باید دچار تحولات اساسی بشود. در این باره من مایلم که تجربه ای از کشور خودم را خدمت شما عرض کنم. و آن اینکه در طول این ۳۳ سالی که از انقلاب اسلامی ما می گذرد ما هر بار که خواستیم با آمریکا و نظام سلطه جهانی مذاکره صادقانه ای داشته باشیم آنها صادقانه برخورد نکردند. اما هرکجا مقاومت کردیم پیروز شدیم. مثالی بزنیم از مساله غزه. ۸۰۰ کنفرانس بین المللی برای حقوق ملت فلسطین تشکیل شد ولی ۸ سانتی متر هم نتوانستند برای فلسطین کاری کنند. آنچه که توانست غزه را پیروز کند موشک های والفجر پنجی بود که شلیک کرد و قدرت خودش را نمایان کرد.

ما در وضعیت تحریم اقتصادی که بخشی از آن را سازمان ملل برای ما درست کرده و بخش عمده اش را آمریکا و هم پیمانانش ما مقاومت کردیم. رسما اعلام کردیم که به هیچ وجه از جنگ استقبال نمی کنیم. از هیچ تحریمی هم استقبال نمی کنیم. اما در دفاع از حقوق خودمان ذره ای هم عقب نخواهیم نشست. سیاست خودمان را بر بازدارندگی فعال استوار کردیم. و در همین تحریم اقتصادی در حوزه های مختلف پیشرفت کردیم. در ابتدای انقلاب ۱۳۷ هزار دانشجو در کشورمان داشتیم ولی امروز بیش از چهار و نیم میلیون داریم.

در ابتدای انقلاب ده واحد دانشگاه جامع داشتیم امروز بالغ بر دو هزار واحد دانشگاهی در کشور ما فعال است.در آن زمان به ازاء هر یک میلیون جمعیت کشورمان ۴۶ محقق و پژوهشگر داشتیم امروز که جمعیت کشورمان دو برابر شده به ازا هر میلیون جمعیت ۹۰۰ پژوهشگر داریم. امروز مراجع معتبر دانشگاهی اعلام کردند که رشد علمی ایران نسبت به همه کشور ها بالاتر است. در عرصه های مخلتفی که ما را تحریم کرده بودند پیشرفت کردیم. و بگویم که معدل سن دانشمندان هسته ای ما که غنی سازی اورانیوم را دست بیابند ۲۶ سال است. یعنی پیام رشد و خود کفایی از نسل اول انقلاب به نسل دوم منتقل شده است.

نقش زنان هم در این پیشرفت های ما بسیار برجسته است. حدود ۶۵ درصد دانشجویان ما در دانشگاه ها را دختران تشکیل می دهند. ۳۰ درصد اعضای هیئت علمی ما را هم دختران تشکیل می دهند. در همه رشته های دانشگاهی فنی مهندسی پزشکی علوم انسانی هنر و رشته های مختلف . بین پرانتز عرض کنم که در ایران ۶۹ ژنرال زن هم داریم که یکی از آنها درجه سرلشکری دارد. اینها نمونه هایی است که خود را بدون وساطت رسانه های غربی بشناسیم. نمی خواهم راجع به وضعیت کنونی ایران زیاد توضیح بدهم بیشتر مایلم که خود شما تشریف بیاورید آنجا و خودتان از نزدیک ببینید. در پایان و سوال آخر که رسالت دانشجویان متعهد و انقلابی چیست؟

یعنی در این شرایط که دارد تاریخ بشر عوض می شود . تاریخ دارد پیچ می خورد و ما اگر در باره مدیریت دنیا اگر فکری نکنیم ممکن است بار دیگر دچار سلطه دیگری شویم. تحولاتی که اخیرا در منطقه خاورمیانه و بیداری اسلامی شکل گرفته اختصاصی به آنجا ندارد درمنطقه شما در آمریکای لاتین هم به شدت دارد رشد می کند. تاریخ معاصر منطقه شما نشان می دهد که هیچ گاه راضی به وضعیت موجود نبوده اند مردم. و تجلی این اراده مردم در به حکومت رسیدن افرادی است که با نظام امپریالیسم سر سازش ندارند. و این حکومت ها روز به روز در این منطقه دارد گسترش پیدا می کند در بولیوی و پرو دو سرخ پوست به ریاست جمهوری رسیدند. که نشان مید هد حوادث مهمی دارد شکل می گیرد. جنبش ضد وال استریت در آمریکا و اروپا هم مژده خوبی است.

و معنای این جنبش این است که کاپیتالیسم وحشی فقط در این قاره ها رفتار وحشیانه ای ندارد بلکه با خود مردمش هم رفتارش وحشیانه است و درصد فقرا در خود آمریکا هم روز بروز در حال گسترش است. و درلایه های زیرین جامعه آمریکا حوادثی در حال رخ دادن است. معتقدیم که انقلاب هایی که در این دو منطقه داشتیم باید از تجربیات هم استفاده کنیم. اجازه ندهیم که هالیوود و رسانه های غربی ما را به یکدیگر معرفی کنند. روابطمان را مستقیم تر و گسترده تر کنیم. اتحادیه ای از دانشگاه های مقاوم در برابر سلطه جهانی شکل بدهیم. خوب است که در برابر حوادث ظالمانه ای که در گوشه کنار جهان رخ می دهد شما دانشگاهیان اعلام موضع کنید. مثل مساله غزه و حوادث افغانستان چون شما نخبگان جهان هستید و برای افکار عمومی دنیا هم مهم است نظرات شما. اتحادیه ای از کل مظلومان جهان شکل بدهیم و برای آینده جهان بشریت برنامه مشترک بریزیم و اجرا کنیم . دغدغه های ما مشترک است. و درد ما هم مشترک است و اراده مشترکی برای تغییر موقعیت داریم بصورت عادی نباید اجازه دهیم که تفاوت های فرهنگی در تحقق این هدف بزرگ ایجاد مانع کند. برمی گردم به سوال اول که وظیفه ما دانشگاهیان در برابر این تحولات چه هست.

——————————————————–

….که قربانیان اصلی آن زنان و جوانان هستند. نظام سرمایه داری غرب به زن بعنوان نیروی کار ارزان یا ابزار ارضاء شهوات نگاه می کند و اذا در نشریات آمده است که سی درصد زنان در انگلستان توسط شوهرانشان کتک می خورند.نمونه های ظلم و بی عدالتی بسیار بیشتر از این است که در این جلسه بتوانیم به آن اشاره کنیم. سوال این است که وظیفه ما در این شرایط چیست؟ سه جور می توان جوال داد. یکی پاسخی است که جهنمیان به فرشتگان می دهند. قرآن می گوید وقتی جهنمیان را وارد جهنم می کنند فرشتگان جهنم از آنها می پرسند ما سلککم فی سقر؟ آنها جواب می دهند که لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین یعنی این جور افراد مثل شکر می مانند که وقتی در لیوان آب ریخته می شوند در آن آب حل می شوند و از خودش اثری باقی نمی گذارد. هویت و شخصیت خودش را ازدست می دهند. می بینید که گاهی اوقات افرادی که وارد جوامع می شوند سعی می کنند خودشان را مثل آنها در بیاورند. حتی اسمشان را عوض می کنند ملیت خودشان را مخفی می کنند. و سعی می کنند که در جوامع فاسد آنها هم فاسد شوند. اینها گروه اول اند.

گروه دوم کسانی که سعی میکنند اگر در جامعه فاسد قرار گرفتند خودشان و دین شان را حفظ کنند.مثال اینها مثل اصحاب کهف اند. به غار پناه بردند تا از جامعه فاسد نجات پیدا کنند.

گروه سوم کسانی که اگر در شرایط فاسد قرار می گیرند نه تنها خودشان را حفظ می کنند بلکه سعی می کنند جامعه خودشان را هم حفظ کنند.اینها مثل یک قطره جوهر هستند که اگر در یک لیوان بیافتد لیوان را به رنگ خودش در می آورد نه اینکه خودش به آن رنگ درآید اینها مثل حضرت ابراهیم هستند که قرآن می فرماید ان ابراهیم کان امه. بعبارت دیگر کسانی که سعی می کنند تاریخ را بسازنند نه اینکه تاریخ آنها را بسازد.

 یکی از نمونه های این افراد در زمان ما امام خمینی است. او در شرایطی زندگی می کردکه جامعه ایرانی از نظر حکومت جامعه فاسدی بود. ولی امام گفت من از آن کسانی نیستم که فتوا بدهم و کنار بنشینم بلکه اگر فتوا بدهم زمینه اجرایش را هم فراهم می کنم. ولذا توانست شرایط تاریخ بشر معاصر را بحسب توانش تغییر بدهد. و امروز شما شاهد بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه هستید. و شاهدید که برای اولین بار در حرب تموز اسرائیل ۳۳ روزه اذعان به شکست کرد. و در جنگ ۲۲ روزه باردیگر این شکست به اسرائیل واردشد. یکی از رهبران حماس به من می گفت که جنگ شش روزه فقط اسمش جنگ شش روزه بود والا اسرائیل ظرف شش ساعت غزه را گرفت. ولی در جنگ ۲۲ روزه حتی شش سانت هم نتوانست پیشروی کند. این پیروزی اخیر در غزه نسبت به حرب تموز اصلا قابل مقایسه نیست که بیشتر از پیروزی های قبلی بود. و باعث افتخار همه مردم مسلمان و مردم منطقه شد و یکی از مسوولین فلسطینی به من گفت اگر آموزه های امام خمینی نبود الان تانک های اسرائیلی روی سر ما فلسطینیان راه می رفتند. امام خمینی فردی بود که خودش را ساخته بود و رابطه اش با خدا را اصلاح کرده بود. وقتی که از دنیا رفت نوشته بود که من از دنیا چیزی ندارم.خانه ای که در آن زدنگی می کنم اجاره ای است. یخچال خانه من برای همسایه کناری است. فرشی هم که زیر پای من است برای همسایه سمت چپی است. یک دینار هم در حساب های بانکی ندارم. اگر جایی هم پولی به حساب من در بانک است برای بیت المال است برای من نیست.

همچنین به امام خمینی گفتند بگذارید ۲۴ ساعت از زندگی شما را فیلم بگیریم به مردم نشان بدهیم. ایشان قبول نکردند و دلیلش را این گفت که من گاهی وقتا در وعده نهار غذای خوب می خورم و گاهی غذای ساده مثل نون و سیب زمینی. شما وقتی زندگی من را نشان می خواهید بدهید در تلویزیون آن نان و سیب زمینی را نشان می دهید نه آن غذای خوب را و این صادقانه نیست و من نمی خواهم رفتار غیر صادقانه داشته باشم. یک مورد دیگر اینکه یکی از وزرا پسرش شهید شده بود از امام می خواستند که برای این وزیر پیام بدهد ولی ایشان قبول نکردند گفتند که همه شهدا فرزندان من هستند من نمی توانم برای بچه وزیر پیام بدهم ولی برای بچه فلان کارگر پیام ندهم.

چون صحبت از شهادت شد یک خاطره دیگر هم ذکر کنم. که شما برادران لبنانی نسبت به آن اطلاع بیشتری دارید. چند سال قبل شخصی به نام سید هادی نصرالله فرزند سید حسن نصرالله در مقابله با اسرائیلی ها جانش را از دست داد. سید هادی آن موقع ۱۸ سال داشت. در همان شبی که سید هادی شهید شد فرزند یکی از شاهزادگان که نمی خواهم اسمش را بگویم در لندن در حالی که مست بود با زن بدکاره ای تصادف کرد و مرد. اسم آن شخص بود محمد اما چون در لندن زندگی می کرد اسمش را به مادی تغییر داد. یک روزنامه نگار مصری آن روز مقاله ای نوشت که خیلی سر و صدا کرد. عنوان آن مقاله این بود : الفرق بین الهادی و المادی. هردو جوان بودند. هر دو در یک شب از دنیا رفتند . هر دو از خانواده های عرب بودند. یکی باعث سعادت دنیا و آخرتش شد و دیگری باعث هلاکت دنیا و آخرتش. یکی باعث افتخار خود و خانواده اش و دیگر باعث ننگ خانواده اش که نمی خواهم اسمش را ببرم.

می خواهم خدمت شما جوانان عزیزم عرض کنم که هر کدام از ما می توانیم یک امام خمینی باشیم یا یک هادی یا یک مادی. هرکدام از شما می توانید یک امام موسی صدر باشید یا شهید محمد باقر صدر .

چه کاری باید انجام دهیم؟ قرآن مجید می گوید که باید نمازتان را خوب بخوانید. انسان وقتی از مادر متولد می شود مثل آب باران است که به زمین می رسد و پاک و مطهر است. این آب باران که هم طاهر است هم مطهر براثر رفتن در محلات غیر نظیف زلال بودنش را از دست می دهد و دیگر نه طاهر است و نه مطهر. و در این شرائط لازم است که آفتاب دوباره بتابد و این آب را بخار کند و به آسمان برود و دوباره به زمین برگردد.

هرکدام از ما هم با گناه و اشتباهات مواجهیم. لازم است که یکبار دیگر بخار شویم و دوباره نازل شویم. مراسم شب قدر همان بخار شدن و باریدن است. قرآن خواندن همان تبخیر شدن است. خود نماز خواند ن یکی از موارد بخار شدن است. یعنی لازم است نماز بخواند تا گناهانی که در اثر نماز نخواندن مرتکب شده است را پاک کند. و لذا هم خودتان نسبت به نماز حساسیت داشته باشیم و هم خانواده مان را به آن تشویق کنیم.

یک روایت هم بخوانم و تمام. اگر مردی در خانه بیدار شود برای خواندن نماز خوب است که همسرش را هم بیدار کند و چند قطره آب هم به صورتش بپاشد مستحب است. البته چند قطره نه خیلی آب را ! و همین طور اگر خانم بیدار شد.

نماز شما و فرزندانتان را در برابر تهاجم فرهنگی بیمه می کند. و همچنین این جور حضورفرزندان شما در مراکز اسلامی و مراسمات مذهبی آنها را نسبت به هویت دینی شان بیمه می کند. این وحدت میان خودتان را قدر بدانید. و سعی کنید همیشه به جمعیت خودتان بیافزاید.

هرکدامتان سفیر اسلام و سفیر کشورتان هستید در این جا. سعی کنید هم با گفتارو رفتار مبلغ اسلام باشید. حضور برادران مسلمان ونزوئلایی در این جلسه خیلی مرا خوشحال کرد. و من به همه خیر مقدم عرض می کنم و در پایان مایلم مراتب سلام و ارادت مقام معظم رهبری را به شما ابلاغ کنم.

السلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته.

جواب سوال: همانطور که شما فرمودید من کاملا موافق هستم، ما احتیاج داریم که بیشتر با هم ارتباط داشته باشیم.و هم اینکه اجازه ندهیم که شبکه های غربی و هالیوود ما را به یکدیگر معرفی کنند.مهمتر اینکه ما یک رسالت مشترک داریم برای تغییر وضعیت بشر. برای جهان آینده فکر کنیم . من تعبیر نکردم برای آینده جهان این دو تا تعبیرمتفاوت اند.ما باید جهانی را بسازیم که متفاوت باشد از این جهان که در آن جهان کرامت بشر عدالت آزاید اخلاق نقش برجسته تری نسبت به آنچه الان دارند داشته باشند.

تشکیل دوره های زبان فارسی و زبان اسپانیول در ایران که دوتا از فارغ التحصیلان آن اینجا هستند آقای چوپانی و کیایی نژاد. آقای مروج هم که رایزن فرهنگی ما در اینجا هستند می توانند برای توسعه روابط فعالیت داشته باشند.

من مایلم که همکارم آقای عسگری که از اساتید دانشگاه تهران هستند را خدمت شما معرفی کنم. انشاءالله این روابط بتواند گسترش پیدا کند.

–       من یک سوال سیاسی دارم که شما بعنوان یک آیه الله و یک مفکر اسلامی با حکمت خودتان جواب بدهید که موضع گیری حاکمان خلیج فارس نسبت به مسائلی که ما در خاور میانه شاهد هستیم مثل سوریه و فلسطین چه توضیحی دارید؟

بفرمائید که من سخنگوی آنها نیستم. ما هم مثل شما درشگفتیم از فلسفه این موضع گیری ها. مواضعی که کشورهایی مثل عربستان و قطر اتخاذ می کنند قابل فهم نیست. نه با منافع مردم منطقه سازگاری دارد و نه با منافع کشور خودشان. به همین دلیل این کشورها هم مثل مصر و تونس در معرض حرکت های مردمی علیه حاکمانشان هستند. ممکن است اینها بخاطر ثروتی که دارند حرکت های مردمی را مقداری تاخیر بیاندازند اما پیروزی این حرکت ها قطعی است.

[۱] این سخنرانی در جمع رهبران ادیان و مذاهب برزیل و در مرکز اسلامی برزیل – سائوپائولو ایراد شده است.
[۲] این سخنرانی در جمع تازه مسلمانان سائوپائولوی برزیل ایراد شده است.
[۳] این سخنرانی در دانشگاهی در کشور ونزوئلا ایراد شده است.